رویداد بمبگذاری مسیر سالگرد شهید حاج قاسم در کرمان در حال حاضر که هنوز کاملاً بر آن اشراف ندارم، به نظر من دارای این ابعاد است. شاید تحلیلم صحیح نباشد، اما مطرح میکنم:
هدفِ بمبها به دلیل ترکشزا انتخابکردن جنس آن، ایجاد تلفات انسانی با انگیزهی نفرتافکنی بوده است. چون بمب ساچمهای با ترکش آهنبُرادههای آن، بیشترین آسیب را به بدن و جان وارد میکند.
جدا از اصل بمبگذاری علیهی مردم در مسیر مراسم، انگیزهی کار میتواند جنبهی انتقامی نسبت به حاج قاسم داشته باشد.
منطقه نیازمند خبری بالاتر از نبرد غزه احساس شد، لذا روز سالگرد را انتخاب کردند تا حادثه بازتاب و بازخورد جهانی به خود بگیرد و موجودیت خود را در محیط ایران به رخ بکشند.
خواستند نشان دهند این مسیر حاج قاسم برای همیشه از جادهی خشونت علیهی شرکتکنندگان خواهد گذشت و این پیام برای الآن و آیندهی این مقبره و زُوارِ آن است.
چنین مراسمی در چنین روزی را نشانه گرفتند که بگویند مقاومت منطقه همچنان در روبروی خود جریانهای درگیر ببیند و به ایران اخطار دهند سرویسهای اطلاعاتی اگر بخواهند میتوانند به رگ چنین نبردی، خونِ خشونت تزریق کنند.
هنوز زود است نیروهای سپاه، اطلاعات و امنیت فکر کنند محیط ایران ایمن از نفوذ است و به همین علت غلط، دغدغهها و کارویژههای خود را درست انجام ندهند.
جا دارد دستاندرکاران امنیت در هر نهاد و رده و مرتبه توبیخ شوند، تا قاطعیت برخورد موجب شود، کارِ اطلاعاتی و امنیتی خود را اینگونه ضربهپذیر و نامناسب انجام ندهند. حرف مانده، اما بماند برای بعد... . ۱۳ دی ۱۴۰۲ دامنه.
برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 17:34
"هفتهی چهل و چند" کتابیست چاپ نشر اطراف. من چاپ نهم را دیدم. (عکس هم انداختم، بالا) بیست زن آن را نوشتند هر کدام با یک داستان از سرگذشت خودشان. مانند خانمها: آصفه آصفپور، زینب بحرینی، نرگس عزیزی، فاطمه ستوده، امیلی امرایی، نسیبه میرباقر، نیره حاتمیکیا. کتاب را که ورق زدی، برمیخوری به این جمله: «عاشقی، نقلیِ استمراری است».
حالا چند عبارت که در ذهن من تموّج (=حال طوفانی و آرامی) انداخت ایناست که برداشت آزاد شده است: کسی حق ندارد با دروغپردازی دنیای کسی را شیرین کند. (رک: ص ۳۸) بعد که عقلرَس شد باید بدو واقعیت را گفت. (رک: ص ۱۴) سختترین قسمت هر کسی دروغگفتن است. (رک: ص ۳۷) عناوین میان آدمها فاصله میاندازد و مراد و مریدی به وجود میآورد. (رک: ص ۵۵) چارلز بیکن هم ده تا بچه داشت و تولستوی هنوزم بیشتر. (رک: ص ۴۰) نویسندههای رزق و روزیشان را از کلمه درمیآورند. (رک: ص ۴۸) بلاخره کتاب را وقتی دقیق بخوانی مثل الماس نامتقارقی میمانی که تراش میخوری و درخشش میگیری و صیقل میخوری. راستی فعل نقلی استمراری دو نشانه دارد «می» بر سرِ فعل دارد. مثل میدویدم. یا با صفت مفعولی (که آخرش ه دارد ساخته میشود) مثل دویده است. یا دویدهایم. چرا میگویند نقلی؟ چون حالت آن در زمان حال هم، ادامه مییابد و نقل میشود و یا در گذشته به صورت مداوم و فراوان رخ میداد. مثلاً انقلاب اسلامی برای مردم ایران خجسته و بابرکت بوده است. یعنی هنوز هم جریان دارد این برکت. اگر بگویم "بود" دیگر نقلی نیست. پس میگوییم "بوده است" یعنی استمرار دارد. دامنه.
برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 17:34
این روزنامهی "خوزیها" با این تیتر و عکسش امروز (یکشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۲) مرا برد به قریشُ ایلافُ آیات. من حرفم را آخر این پست خواهم زد. اول شرحی بر قضیهی کوچ:
اُلفت دادَنِشان در کوچِ زمستانی (به سوی یمن) و کوچ تابستانی (به سوی شام سوریه و فلسطین) آیهی دوم سورهی قریش بود؛ این آیه: "ایلافِهِم رِحلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّیفِ". ترجمهای خوب از مرحوم آیت الله میرزا علی اکبر مشکینی. برخی از کتابهای تفسیری برین نظرند که حملهی اصحاب فیل به مکه، "کاروانهاى تجارتى قریش در تابستان و زمستان را" تهدید کرد، لذا خداوند با نابودی سپاه ابرهه توسط سنگبارانکردن سِجّیل (=سنگگِل) از سوی ابابیل (=پرستوها، چلچلاها به زبان محلی ما) به عبارتی شبیه پهپادها در زمانهی ما، مسیرِ کوچ زمستانى و تابستانى قریش را امن کرد. تفسیر صu200dفu200dیعu200dلu200dیشu200dاه همین را خیلی شکیل به شعر و نظم درآورده است:
خلق میخواندندِشان اهل حرم
داشتند اهل حرم را محترم
حاصل آن که قصه اصحاب فیل
بر قریش آن بود نعمت در سبیل
تا بر ایشان در وقوع رحلتَین
اُلفتی از مردمان باشد بعَین
آیت الله العظمی ناصر مکارم نیز در تفسیر نمونه این توضیح را داده که «زمین مکه باغ و زراعتى نداشت، دامدارى آن نیز محدود بود، بیشترین درآمد از طریق همین کاروانهاى تجارى تأمین مىشد. در فصل زمستان به سوى جنوب یعنى سرزمین یمن که هواى آن نسبتاً گرم بود روى مىآوردند، و در فصل تابستان به سوى شمال و سرزمین شام که هواى ملایم و مطلوبى داشت، و اتفاقاً هم سرزمین یمن و هم سرزمین شام از کانونهاى مهم تجارت در آن روز بودند، و مکه و مدینه حلقهی اتصالى در میان آن دو محسوب مىشد.»
در تفسیر هدایت، ترجمهی فارسى تفسیر آ
برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 17:34
این کاریکاتورِ خارپُشت برای هفتهی پژوهش و فناوری چاپ روزنامهی اطلاعات (پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۲) مرا به این فکر انداخت سه چند کلمه بنویسم. یکی این که در هر موضوعی فوری راه نیفتیم! گوگل را جستجو کنیم و آنی کپی و آنگاه کات و سپس به اسم خود!!! پِیست (=ارسال) این چه کاری هست آخه؟!
باید به فکر خود متکی باشیم که خودمان دربارهی هر موضوعی چه فکر میکنیم و چه رأییی داریم مثل همین خارپشتِ کاریکاتور. هدف تقویت ذهن و فکر خودمان است. کپی از روی نوشتههای دیگران همان تقلب در امتحانات است که از روی دست دیگران نمره قبولی میگیرند، نه هم فقط در دبیرستان، که حتی در مقطع فوق لیسانس. روزگاری همه به آثار قلمی مفاخر ایران تکیه میکردند؛ به ابوریحان بیرونی، به ابوعلی سینا، به شیخ اشراق. دومی این که وقتی کسانی برایمان نوشتند ما هم برایشان بنوسیم. این، روح نوشتن را زنده نگه میدارد و راه پژوهشندگی را همواره، هموار میسازد. سومی به قول خانم کبرا بابایی -نویسندهی همین متن روی عکس: من پژوهش میکنم:
"پژوهش کارِ ذهن پرسشگر است، ذهنی که پدیدهها را بیدلیل باور نمیکند... میپرسد سپس دنبال دلیل میرود... میسنجد و سؤال جدید تولید میکند... یک جورچین کوچک در ذهن.".
چرا؟ چون اساس پژوهش همین یک واژه است: "چرا" و حاصل آن میشود جوابِ چرا. یعنی همان متن، همان مقاله، همان تز، همان کتابُ تئوریُ تمدن و راهچاره. دامنه.
برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: دوشنبه 4 دی 1402 ساعت: 18:05
اسلام پیر نمیشود :: دامنهی دارابکلا
دامنهی دارابکلاجهان، ایران، قم، مازندران، ساری، میاندورود، دارابکلا
ابراهیم طالبی دارابیQalame Qom Damanehye Dovvomجهان، ایران، قم، مازندران، ساری، میاندورود، دارابکلا، مُرسم، اوسا
نشانی ها
طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین نظرات
بایگانی
پیشنهاد
پیوند ها
نویسندگان
۳۰آذر
وقتی با این پرسش مواجه میشوم که "کاملترین دین بودنِ اسلام" به چه معناست؟ اول دنبال جواب عقل خودم میگردم، و چون نیازمند تتبع اهل فن هم هستم، سپس پیِ آراء اهل علم (=دینشناسان) میروم. اغلب این طور گفتهاند که اسلام چون آنچه موجبِ قُرب انسان به خدا میشود را دقیق بیان فرموده است. (ر.ک: سرشت و سرنوشت. دکتر دینانی. ص ۲۰۰) برای این، اسلام کامل است که چیزی را فروگذار نکرده است. پیام مهم اسلام هم معرفت به خداوند است و اسلام شناخت ما را از خداوند کامل میکند. میدایند لابد چرا. چون جوهرِ دین که از -غیب الغیوب آمده است- "معرفتِ خداوند" است. اسلام به قول عارفان و متألّهان "پیر نمیشود". فقط باید توسط اهل فن تفسیر شود. البته باید بههوش بود تا در دام تفسیر هر ناوارِد یا منحرف نیفتاد. ۳۰ آذر ۱۴۰۲ دامنه.
۱۴۰۲/۰۹/۳۰
۲
۰
نظرات
پاسخ:
::::حجت الاسلام جناب شفیعی مازندارنی استاد محترم سلام. ابتدا از ورودتان به این مبحث مهم ممنونم. گرچه آن استاد دانای به این پرسشاند؛ اما جواب من (=خوانده شو: فهمم) این است: در این جا «قُرب» به معنای اَتمّ و اَکمل آن است، نه فقط بُعد عبادی و عرفانی آن. مثلاً ولایت امیر مؤمنان امام علی ع یکی از بالاترین
برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: دوشنبه 4 دی 1402 ساعت: 18:05
انسان که به قول مرحوم علامه طباطبایی در ص ۱۹۷ کتاب "تعالیم اسلام" به کوشش مرحوم حجت الاسلام سید هادی خسروشاهی- با سه امر ارتباط دارد، (خدا، خود، همنوع) لازم دارد "دوست" برای خود داشته باشد. اما این دوست باید نیک باشد. حتی عبارت داریم که "آدمی با دوستش سنجیده میشود" پس؛ نهایت امر این است انسان باید همنشینیِ نیکان را اختیار کند. شاعر ما شیخ اجل مگر نمیگوید:
"تو اول بگو با کیان زیستی
پس آن گه بگویم که تو کیستی
با بدان کم نشین که صحبت بد
گرچه پاکی، تو را پلید کند
آفتابی بدان بزرگی را
لکه ابر ناپدید کند
پسر نوح با بدان بنشست
خاندان نبوتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزی چند
پیِ مردم گرفت و آدم شد"
این سرزنش سعدی در پرهیزدادن به انسان از دوستانِ ناباب پند و انذاری بزرگ است. دوستِ ناباب چون اثرگذاریاش حتی گاه از مادر و پدر، زیادتر و شدیدتر است، به روابطِ سالم صدمه میزند؛ فرد را از راه به در میکند؛ بر خُلق و خوی وی نفوذ مینماید. به قول شاعر مشهور حکیم سنایی: "با بدان کم نشین که در مانی / خو پذیر است نفسِ انسانی"
بزرگان دین آموختند که احترام به دیگران در حقیقت احترام به شرافت انسانی و مزیت دینی و اخلاقی آنان است؛ نه احترام به هیکل و اندامشان. به قول علامه (در ص ۲۲۷ همان منبع) "در صورتی که شخصی شرافت انسانی و مزیت دینی و اخلاقی خود را از بین ببرَد، دلیلی برای بزرگداشتِ وی در میان نیست." پس؛ برای انسان -که اسیر اُنس و محتاج محبت و رابطه هست- یک راه بیش نمانده؛ همنشینی با نیکان که آدم را خودساخته میکند، نه خودباخته. دامنه.
برچسب: نویسنده: رها بختیاری تاريخ: دوشنبه 4 دی 1402 ساعت: 18:05